محمد حسن خان اعتماد السلطنه
588
چهل سال تاريخ ايران ( فارسى )
در حرمخانهء شاه به دنيا آمد و شاه او را به اين نام يعنى « غلام شاه » ناميد . پدرش در بيست و نه سالگى مرد و حكومت به پسر اولش رضا قلى خان رسيد . در 1262 غلامشاه خان حاكم كردستان شد و در 1277 نيز حكومت او تجديد شد . وى كردستان را نظمى داد و محال اورامان را امنيت بخشيد . شاه در 1281 او را ضياء الملك لقب داد . وى مدت بيست سال حكمران كردستان بود و متمايل به شيخيه و بسيار ثروتمند و داراى كتابخانهاى معتبر كه معلوم نيست بر آنچه گذشته است . صاحب ترجمه در 1284 درگذشت . « * » عماد الدوله ، بديع الملك ميرزا ( حشمة السلطنه ) ( ص 55 - ص 32 چاپ اول ) پسر بزرگ امامقلى ميرزا عماد الدوله كه در 1277 نايب الايالهء نهاوند شد . در 1291 به نيابت پدر حاكم كردستان شد و در 1292 كه پدرش درگذشت بهجاى او حاكم كردستان و كرمانشاه گشت و در 1297 دوباره حكومت او در اين شهر اخير تجديد شد . در 1304 لقب عماد الدوله به او داده شد و چون زن او دختر مرحوم آقا محمد - صالح مجتهد كرمانشاهى كه خواهرزادهء عماد الدولهء اول ( پدر حشمت السلطنه ) بود به مرض سكته در تاريخ چهارشنبه 4 شعبان 1299 ( خاطرات اعتماد السلطنه ، ص 198 ) فوت شده بود با زن ميرزا سعيد خان وزير دول خارجه ازدواج كرد . در جمادى الثانيهء 1305 به وزارت ميرزا تقى ضياء الملك حاكم يزد شد و يك سال در اين سمت بود . در ماه شوال 1311 پس از مدتى وعدهء حكومت عراق را به او دادند و در آنجا با حاج آقا محسن مجتهد متنفذ آنجا نساخت و هر دو به هم زدند و به طهران احضار شدند و در رجب 1312 از آن مقام معزول شد . صاحب ترجمه كه نام او بديع الملك است نه بديع الزمان از اهل علم و داراى اطلاعات و ذوق فلسفى ولى در عين حال ظالم و قسى القلب بود . آقا على زنوزى حكيم معروف دورهء ناصرى كتاب « بدايع الحكم » خود را كه به فارسى است به نام او نوشته است و جواب سؤالاتى است كه صاحب ترجمه از او كرده است . اين كتاب در سال 1314 هجرى قمرى چاپ و منتشر شده است . خود او نيز كتاب « حكمة العماديه » را كه شرح الدرة الفاخرهء عبد الرحمن جامى
--> ( * ) در كتاب خاطراتى كه پسر رضا على ديوانبيگى موسوم به حسين ديوانبيگى ( پدر رضا على ديوان بيگى اخير - سناتور و استاندار ) نوشته است و من اين يادداشتهاى باارزش را براى چاپ آماده كردهام حكومت بار دوم غلامشاه در 1276 و وفات او در رجب 1284 ياد و اشارهاى به ظلم و استبداد او شده است و مىنويسد كه بيست و دو سال حاكم و آخرين حكمران بنى اردلان بود . ( صفحهء 16 خطى )